تبليغاتX

--> ღ♥ღدختری تنها وعاشق ღ♥ღ


ღ♥ღدختری تنها وعاشق ღ♥ღ

تنها و عاشق

وصيت من

خـــــدا وصیت منو گوش بده ناممو بخون


شایــــد دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون


میــسپارمش بهت میرم تموم تار و پودمو


یه وقت نیای برنجونیش کسل کنی وجودمو


خــــدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو


کسی نیاد تو زندگیش بشین زیر سایشو بهش بگه دوستش دارم


خیلی بد زمونمون خـــدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون


.............


فـــردا قراره منو تو از هم دیگه جدا بشیم


فـــردا فـراره همدم گریه بی صدا بشیم


تو کوچه های بی کسی نیستی وپرسه میزنم


آی آدما نگاه کنید غریب شهرتون منم


یادش بخیر منو تو یه قلب پاک و بی غرور


حالا چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور


من تو رو عاشق میکنم هر جور شده حتی به زور


کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره


کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره


ما باید فــردا رو از دنیا بگیریم ما اگه از هم جـدا بشیم میمیریم


ما باید قدر این روزا رو بدونیم وای اگه فــردا بیاد تنها میمونیم

 

خــــدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی


نزدیک ترین کسم اونه خیلی دوسش دارم


راستی یادم نره بهت بگم عزیزترینمم اونه


خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه


    بمیرم واسه حق حقش گریه چقدر بهش میاد


وقتی که حرسش میگیره میگه از من بدش میاد


اما وقتی آروم میشه میبینه من بغضم گرفت


همین دیونه بازیاش از اول چشمامو گرفت


حالا که دیگه مجبوریم با هم دیگه وداع کنیم


بیا به یاد اون روزا همدیگرو دعا کنیم


یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نذاشت جدا بشیم


ای وای داره فــردا میاد باید دست به دعا بشیم


با قلب پاکت از خــــــدا بخواه منو صبرم بده


هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده


کی میخواد فــردا تو رو از من بگیره


کاش خونش ویرونه شه آتیش بگیره


عزیزم یادت نره دنیا دو روزه نمیخوام فــردا دلت واسم بسوزه

 

خـــــدا حتی اگه دوستــــم نداره تو میتونی نذاری تنهام نذاره

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تنها تر از همیشه

مطمئن باش و برو..

ضربه ات کاری بود      دل من سخت شکست

و چه زشت به منو سادگیم خندیدی

به من و قلبی پاک که پر از یاد تو بودو

خیالم می گفت که تا ابد مال تو بود

تو برو...

برو تا راحتتر تکه های قلب شکسته ام را

روی هم بند زنم...

اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن 

اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم



 

خيلي سخته كه دلي رو با نگات دزديده باشي 

وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي 

 خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني

ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟ 

خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما 

وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي 

خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه

بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه 

خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه 

چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه  

خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت

اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت 

خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت 

 ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت 

خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي

 تا كه بين دوپرستو نباشه هيچ اختلافي 

خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي 


همه رفتن کسی با ما نموندش

کسی خط دل ما رو نخوندش

همه رفتن ولی این دل ما رو

همون که فکر نمیکردم سوزوندش

 

 

بودنو موندن با تو ، نه دیگه تکرار نمیشه

دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمیشه

دلی که بشکنه و کدر شه، شفاف نمیشه

نه دیگه، دوست دارم محاله باورم بشه

اسم تو محاله همسایه دفترم بشه

حیف قصری که برات تو رویاهام ساخته بودم

من مقصّر نبودم چون تو رو نشناخته بودم

اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت

کاش با اون سختی نیومده بودم، تولّدت


نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: سه شنبه هجدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تولدم مبارک

۱۹ شهریور

  می دونی چیه؟

درست حدس زدی تولدمه

تولدم مبارک

                                                       

 

 یاد گرفته ام....

امشب همه چیز رو به راه است

 

همه چیز آرام.....آرام  ... باورت می شود ؟

 

دیگر یاد گرفته ام شبها بخوابم " با یاد تو  "


تو نگرانم نشو !


همه چیز را یاد گرفته ام !


راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام !


یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم !


یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم !


تو نگرانم نشو !!


همه چيز را یاد گرفته ام !


یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !


یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !


یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...


و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !


تو نگرانم نشو !


همه چيز را یاد گرفته ام !


یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....


یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!


یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....


و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !


اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...


که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...


و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....


تو نگرانم نشو !!


"فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت ...

 

 

 

 


      

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بنر دختری دل شکسته

 

Image and video hosting by TinyPic 


Image and video hosting by TinyPic

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

مث اون موج صبوری

 

 مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه
مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون

تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی

اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها

تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی

می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی
تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون

مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی

حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: سه شنبه یازدهم تیر 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دلم واست یه ذره شده کجایی؟

 

 

يک شب خوب تو آسمون

 

يک ستاره ي چشمک زنون خنديد و گفت:

 

کنارتم تا آخرش تا پاي جون ...

 

ستاره ي قشنگي بود آرومو نازو مهربون ...

 

 ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون ...

 

اما زياد طول نکشيد عشق منو ستاره جون !!

 

 ماهه اومد ستاررو دزديد و برد نا مهربون ...

 

 ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون ... !!!

 

حالا شبا به ياده اون چشم مي دوزم به آسمون 

 

 

 

 

 

منو تو خاطرت بیار وقتی که بی وفا شدی

 

رفتی و از کنار من تا به ابد جدا شدی

 

می گفتی پیشم می مونی تا تنهاییم تموم بشه

 

با اون همه قول و قرار رفیق نیمه راه شدی

 

 

منو تو خاطرت بیار وقتی که گریه می کنی

 

از دست سرنوشت بد نشستی گریه می کنی

 

وقتی تموم سختی ها از آسمون سرت می آد

 

درد دلت رو تنهایی واسه غریبه می کنی

 

 

منو به خاطرت بیار وقتی دیدی بهار اومد

 

زمستونم به سر رسید موقع کشتو کار اومد

 

وقتی می بینی شاپرک پر می زنه توی هوا

 

وقتی که بوی عطر گل روی لباس یار اومد

 

 

منو تو خاطرت بیار وقتی عبادت می کنی

 

وقتی که اهل دل شدی با خدا خلوت می کنی

 

وقتی که دستای نیاز رو به خدا دراز می شه

 

کنار مهرت می شینی قرآن تلاوت می کنی

 

 

منو تو خاطرت بیار وقتی دیدی ملامتی

 

وقتی واسه پشیمونی دنبال تنها فرصتی

 

وقتی دلت می خواد کسی پیدا بشه بهت بگه

 

می بخشمت هزار دفه اگه تو اینجور راحتی

 

 

منو تو خاطرت بیار وقتی دیدی مسافری

 

وقتی مثل ابر بهار پشت سرش هی  می باری

 

منو تو خاطرت بیار به یاد من اشکی بریز

 

هر چند که من خوب می دونم آخر یه روز تو هم می ری

 

 

 

 

فانوس مشکی

توی دنیایی که قلبا هر کدوم یه جا اسیرن

کاش به فکر اونا باشیم که از این زمونه سیرن

اونا که تو عصر آهن تشنه یه جرعه یادن

کاشکی دست کم نگیریم اینجور آدما زیادن

نذاریم که تو چشاشون بشینه دونه اشکی

اونا فانوسن و خاموش آره فانوسای مشکی

دنیاشون شاید یه شهره خالی از قهر و دورنگی

توی سینشون یه قلبه جای این دلای سنگی

چهرشون شاید به ظاهر مثل دیگران نباشه

اما نور مهربونی توی شهرمون می پاشه

غم چشماشون عجیبه توی خاطرا می مونه

ما ازش خبر نداریم چیزی رو که اون می دونه

توی این عصر پر از درد خیلی آدمای دنیان

خیلیا تو جمع دنیا بی قرار و تک و تنها

زیر سایه سلامت هواشونو داشته باشیم

توی جمع بی قرارا عطر خوشبختی بپاشیم

به بهونه زمونه نذاریم که برن از یاد

بذاریم زنده بمونن مثل عشق پاک فرهاد

قصه فانوس مشکی صحبت دیروز و فرداس

قصه شون مال حالا نیست از حالا تا ته دنیاس

نمی گم با این ترانه گل کنه محبتامون

جایی رو باید بگیرن همیشه تو فرصتامون

این ترانه یه اشارس به دلای خواب و بیدار

که به یاد اونا باشیم همه به امید دیدار

غم تنهایی رو باید از نگاهشون بخونیم

خدا خیلی مهربونه اگه ما بنده اونیم

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

گفتم نرو پرپر میشم

 

   گفتم نرو پرپر میشم 

  گفتی: میخوام رها باشم

 

گفتم: آخه عاشق شدم

 

   گفتی:میخوام تنها باشم

 

گفتم: دلم

 

  گفتی: بسوز

 

 گفتی: یه عمری باز هنوز

 

گفتم: پس عمرم چی میشه

 

 گفتی: هدر شد شب و روز

 

  گفتم: آخه داغون میشم

 

 گفتی: به من خوش میگذره

 

  گفتم: بیا چشمام تویی

 

 گفتی: آخر کی میخره

 

  گفتم: منو جنس میبینی

 

 گفتی: آره بی قیمتی

 

   گفتم: یه روز کسی بودم

 

 با من نکن بی حرمتی

 

  گفتم: صدام میمیره باز

 

  گفتی: با درد بسوز بساز

 

 گفتم : حالا که پیر شدم

 

گفتی: که از تو سیر شدم

 

 گفتم: تمنا میکنم

 

  گفتی: میخوام خردت کنم

 

 گفتم: بیا بشکن تنو

 

  گفتی: فراموش کن منو

 

 

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه ششم بهمن 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دوست دارم

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه دوم دی 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

مهسا

تقدیم به خواهر عزیزم که خیلی خیلی دوسش دارم

سلام مهسا خیلی دلم برات تنگ شده من خیلی تنهام تو که نیستی

خیلی دوستت دارم خواهر خوبم فقط زود بیا که خیلی حالم بده امروز خیلی گریه

کردم چون خیلی دلم برات تنگ شده فقط زوده زود بیا.......

 

 

 

 دیشب دلم هوا تو کرد و تو نبودی

 

چشمانم برای تو بارید و تو نبودی

 

آن یادگاری زیبا برگ گل سرخ تصویر اسم زیبای تو بود تو

 

نبودی

 

چشمانم تمنای نگاه تو میکرد در آتش عشقِ تو بود و تو نبودی

 

آن قامت رعنا که سفر کرد دلم تنها در حسرت دیدار تو بود و تو

 

نبودی

 

تو نبودی و نیستی و...

 


زودتر بيا بدون تو اينجا واسم جهنمه

ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه

تحملي كه تو دادي ديگه داره تموم ميشه

مگه نگفتي همه جا ماله مني تا هميشه

دلم واست شور مي زنه اين دلو بي خبر نذار

تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم

به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميكنم

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه دوم دی 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

بغض صدا

 

 

 

بغض صدا

 

هوای رفتن میکنی وقتی محتاج تو ام

 

گلامو پر پر میکنی وقتی گرفتار تو ام

 

دفتر خاطراتمو با اون چشات پس می زنی

 

بغض صدای خسته مو ببین چه ساده میشکنی

 

بهونه موندن من چه خوبه با تو زندگی

 

قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

 

بهونه موندن من با رفتنت چی کار کنم

 

بدون خوندن به خدا فقط باید باید دعا کنم

 

با رفتنت این عاشقی میمیره و تمام آب میشه

 

شمع آروزوهامونم میسوزه نم نم آب میشه

 

برو عزیز تو هم برو دنیای بی وفاییه

 

فقط اینو بدون عزیز اون بالا هم خداییه

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

این روزا عادت همه

این روزا

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستنه

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه

این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه

گردای رو اینه ها فقط غم زندگیه

این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه

مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه

این روزا کار گلدونا از شبنمی تر شدنه

آرزوی شقایقا یه شب کبوتر شدنه

این روا آسمونمون پر از شکسته بالیه

جای نگاه عاشقت باز توی خونه خالیه

این روزا کار آدما دلهای پک رو بردنه

بعدش اونو گرفتن و به دیگری سپردنه

این روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترین بهانشون از هم خبر نداشتنه

این روزا سهم عاشقا غصه و بی وفاییه

جرم تمومشون فقط لذت آشناییه

این روزا توی هر قفس یکی دو تا قناریه

شبها غم قناریها تو خواب خونه جاریه

این روزا چشمای همه غرق نیاز شبنمه

رو گونه هر عاشقی چند قطره بارون غمه

این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه

قلبای مثل دریامون پر از خراش و ترکه

این روزا عادت گلها مرگ و بهونه کردنه

کار چشمای آدما دل رو دیونه کردنه

این روزا کار رویامون از پونه خونه ساختنه

نشونه پروانگی زندگی ها رو باختنه

این روزا تنها چارمون شاید پرنده مردنه

رو بام پک آسمون ستاره رو شمردنه

این روزا آدما دیگه تو قلب هم جا ندارن

مردم دیگه تو دلهاشون یه قطره دریا ندارن

این روزا فرش کوچه ها تو حسرت یه عابره

هر جا یکی منتظر ورود یه مسافره

این روزا هیچ مسافری بر نمی گرده به خونه

چشای خسته تا ابد به در بسته می مونه

این روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه

خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه

این روزا درد آدما فقط غم بی کسیه

زندگیشون حاصلی از حسرت و دلواپسیه

این روزا خوشبختی ما پشت مه نبودنه

کار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه

این روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه

چشمای خیس و ابریشون همپای رود کارونه

این روزا دوستا هم دیگه با هم صداقت ندارن

یه وقتا توی زندگی همدیگر و جا می ذارن

جنس دلای آدما این روزا سخت و سنگیه

فقط توی نقاشیا دنیا قشنگ و رنگیه

این روزا جرم عاشقی شهر دل و فروختنه

چاره فقط نشستن و به پای چشمی سوختنه

اسم گلا رو این روزا دیگه کسی نمی دونه

اما تو تا دلت بخواد اینجا غریب فراوونه

این روزا فرصت دلا برای عاشقی کمه

زخمای بی ستاره ها تشنه یاس مرهمه

این روزا اشک مون فقط چاره ی بی قراریه

تنها پناه آدما عکسای یادگاریه

این روزا فصل غربت عشق و یبدهای مجنونه

بغضای کال باغچه منتظر یه بارونه

این روزا دوستای خوبم همدیگر رو گم میکن

دلای پک و ساده رو فدای مردم میکنن

این روزا آدما کمن پشت نقاب پنجره

کمتر میبینی کسی رو که تا ابد منتظره

مردم ما به همدیگه فقط زود عادت می کنن

حقا که بی وفایی رو خوب هم رعایت میکنن

درسته که اینجا همه پاییزا رو دوست ندارن

پاییز که از راه میرسه پا روی برگاش می ذارن

اما شاید تو زندگی یه بغض خیس و کال دارن

چند تا غم و یه غصه و آرزوی محال دارن

این روزا باید هممون برای هم سایه باشیم

شبا یه کم دلواپس کودک همسایه باشیم

اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل میکنن

دردای ارغوانی رو با هم تحمل می کنن

اگه به هم کمک کنیم زندگی دیدنی میشه

بر سر پیمان می مونن دوستای خوب تا همیشه

اما نه فکر که میکنم این کار یه کار ساده نیست

انگار برای گل شدن هنوز هوا آماده نیست

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم آذر 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دوستت دارم

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

هیچکی از رفتن من غصه نخورد

برگرد 

برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود
یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود
در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمی شود
بی تو شکست و پنجره رو به آسمان
غم در حریم آبی دل جا نمی شود
دریای تو پناه نگاه شکسته است
هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود
می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی
اما بدون تو که گلی وا نمیشود
دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود
زیباترین گلی که پسندیده ام تویی
گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود
بی تو شکسته شد غزل آشناییم 
شبنم گل نگاه مرا باز شسته است
دل در کنار یاد تو تنها نمی شود
گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد
گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود
باران کویر روح مرا می برد به اوج
اما دلم بدون تو شیدا نمی شود
رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد
دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود
 رویای من همیشه به یاد تو سبز بود
رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود
رفتی و دل میان گلستان غریب ماند
دیگر بهار محو تماشا نمی شود
یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست
گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود
دل های منتظر همه تقدیم چشم تو
امروز بی حضور تو فردا نمی شود

 

 

 وقتی رفتم

هیچکی از رفتن من غصه نخورد
هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد


وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود

دم رفتن کسی گفت سفر بخیر
که واسم غریب و نا شناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
همه آرزوهاشو باخته بود

چهره هیچ کسی پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
کسائیکه واسشون مهم بودم
همه شاید یه جوری مرده بودن

وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چشه هیچ کسی عاشقم نکرد


نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

خیلی سخته

خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
 می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
 هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
 خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
 بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
 خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
 وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
 کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
 خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
 چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
 خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
 خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
 خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
 که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
 خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
 تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
 


نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دلم گرفته

دلم گرفته

 

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

 

شکنجه میشم از خودم نمیتون شکوه کنم

 

انگاری کوه قصه ها رو سینه من اومده

 

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده

 

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

 

تو روزگاره بی کسی

 

یه عمره که در به درم

 

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

 

من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

 

دلم گرفته آسمون یکم منو حوصله کن

 

نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

 

منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم

 

برگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم

 

آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا

 

آروم بگیره یه آدمه شکسته تر

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

خیلی سخته


چقدر سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... چقدر سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... چقدر سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... چقدر سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده ، زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما وقتي ديديش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي ... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه ، دونه هاي اشك گونه هاتو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوسش داري ... .
<< دوخط موازي هرگز به هم نمي رسند مگرآنکه يکي ازآنها براي رسيدن به ديگري بشکند >>
<< هیچ وقت کسی جای کس دیگرو نمی گیره جای تو هم کسی نگرفته . دل من مثل بعضي ها بزرگ نيست كه هر دقيقه عاشق يكي بشم دل من فقط جاي يكي رو داره اونم تو >>
نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

خداحافظ............

 

 

خداحافظ

 

خدا حافظ              ديگه رفتم          پايان ثانيه منم

 

 

 

 

هر جا يه ساعت ببينم                 عقربه هاشو مي شكنم

 

 

 

 

حتي نشد واسه  يه بار من بدي هات و خوب كنم

 

 

 

خورشيد كشدم تا ديگه  خودم به جات غروب كنم      

 

 

 

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

از همه بدم میاد

از همه بدم میاد از کسای که انگار نه انگار انسانند از کسای که نامردن از کسای  محبت سر شون نمیشه از کسای که معنی دوست داشتن و نمی فهمم از کسای که مغرورن از کسای که خودشونو واسه دیگران بی ارزش می کنن از همه آدما بدم میاد چون معنی خوبی روو نمی فهمم شما بگید چرا کسی که محبت میکنه همیشه تنهاست و کسی که ناز می کنه همه محبت بهش می کنن  آخه چرا   چرا اینجوریه چرا...............

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق یعنی

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيست
تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده ام
تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيست
تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاست
تنهائي رادوست دارم چون در خلوت وتنهائيم در انتظار خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيند
اما از روزي که تو راديديم نوشتم
ازتنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي تو مردنم است است...........
از تنهايئ بيزارم زيرا فضاي غم گفته سكوتم تورا فرياد ميزند......
از تنهائي بيزارم چون به تو وابسته ام..........................
ازتنهائي بيزارم چون با تو بودن راتجربه کرده ام...........
از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچ انساني را تنها نيافريد
از تنهائي بيزارم چون خداوند تو رابرايم فرستاد تا تنها نباشم...........
از تنهائي بيزارم زيرا هر وقت تنهائي گريه كنم دستهاي مهربانت رابراي پاک كردن اشكهايم كم مي آورم.......
از تنهائي بيزارم چون شيرين ترين لحظاتم باتوبودن است......
ازتنهائي بيزارم چون مرداب مرده تنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيرد
ازتنهائي بيزارم چون کوير خشک لبانم عطش باران محبت از لبانت رادارد..........
از تنهائي بيزارم چون هنوز به قداست شانه هايت ايمان دارم
ازتنهائي بيزارم چون تمام واژه هاي شعرم باتو بودن را فرياد ميزند
ازتنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردم هميشه وهمه جا درهم حال حضورت را در قلبم حس کردم
پس بگذار با تو باشم......
عاشقانه در آغوش پر مهر تو بميرم.......
تا هميشه ماندگار باشم...............

شعر از سارا

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دوستت دارم عزيزم

http://sl.glitter-graphics.net/pub/729/729999d373gfp5lq.gif

بیشتر از آنچه که تصورش را میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي

ندارد!

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي

خويش هيچ آرزويي را ندارم

عزيزم اين قلب كوچك و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به

تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!



عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من

ابراز كردي و آموختي!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين

قلب بي طاقت من نيست

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه

تو مي باشد !

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و در آغوش

خود بفشارم!

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم!

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم .

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي

ابرازي براي آن نيست!



با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: جمعه شانزدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

تنها وخسته

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

هیچکی منو دوست نداره

 

خدایا...

   چه فرقی است میان بودن و نبودن,وقتی نداشتن همه بودن ها    

  باداشتن نبودن ها

  یکی است؟

  چه فرقی است میان شنیدن یا نشنیدن,وقتی پژواک وضوح یک طنین با 

  آوای محو یک صدا یکی 

  است؟ 

  چه فرقی است میان آرامش و اضطراب,وقتی آرامش دوست داشتن با  

   اضطراب تنفر یکی   

   است؟

     خدایا...

          عشق را "هستی در بودن"

                 و تنفر را"نبودن در هستی"

                          نامیدم...

                           

        و آنگاه فاصله بودن و نبودن,با دو هستی پر شد...

                                         

                            پس چه فرقی است میان بودن یا نبودن؟

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

خیلی زود از یاد رفتم

مثل شعراي قديمي بوي كهنگي گرفتم

ديگه تازگي ندارم خيلي زود از يادت رفتم

اين روزا چند خطيم شعر توي تنهاييم نوشتم

حيف همه بيتهاش همين شد خيلي زود از يادت رفتم

يادمه برام مي گفتي توي حرفات از صداقت

عشق نه خيلي بالاتر آره از ته رفاقت

كو كجاست اون همه حرفات خيلي زود از يادت رفتم

كو كجاست عشقت رو چشمات خيلي زود از يادت رفتم

من شكستم اين دلمو پي اعتماد با تو

دلمو خوش كردم اما بي تو با ياد با تو

دلم اينجاست توي سينت بي تو پوسيد و نگفتم

تو دلم غصم همينه خيلي زود از يادت رفتم

گله اي ندارم از تو مي دونم سياه بختم

گله ام فقط همينه خيلي زود از يادت رفتم

 

خيلي زود از يادت رفتم...


تو که اینجا باشی دنیا سهم من می شه همیشه  

روزای آفتابی من با تو که ابری نمی شه  

بی خیال از اینجا رفتی پشت سر نگاه نکردی  

تو دلت نگفتی پس اون همه خاطره چی می شه 

اگه مهربون می موندی دیگه تنها نمی موندم 

خودم رو پیدا می کردم توی شب جا نمی موندم 

لااقل یه بار بی انصاف یه سلامی یه کلامی  

کاشکی همون لحظه اول نامه هاتو می سوزوندم  

گوش بده به حرفام امشب اگه خوابی یا که بیدار  

این جدایی تا ابد نیست برو به امید دیدار 

اگه یه روزی دل تو تنگ گریه های من شد 

وعده ما کنج حسرت زیر سایه سپیدار

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

دلم برات یه ذره شده

 

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

عشق واقعی

 

 

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه دهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


 

 

نمی خوای یادت بیاری..مال هم بودیم با چه حالی...

حالا می خوای تنهام بزاری...میگی سرنوشت از سرنوشت

من نه دیگه نمیتونم..بعد تو دیگه نمیدونم....

واسه چی دیگه زنده بمونم وقتی نیستم تو دلت..

تنهام نزاری وااای اگه تو بری از پیشم من دیوونه میشم واسه همیشه

بین ما نگو فاصلست خیلی.جاری میشه روو صورتم سیلی

وااای اگه نباشی من میمیرم...

نفرست دیگه واسه ی من دسته گل..

آخه چشای من به روت بسته شد...چونکه خسته شد..از عکس تو..

حالا دلش می خواد ببینه اشک تو...یا که مرگ تو...لعنت به تو..

دیگه نیا پیش من و بکش دستتو..برا تو نیست کسی.یادت نره

چون یه عشق دیگه بین ماها نفرته..بی تو اسمم بزرگ از عرض و طول

با تو به باد میدم فقط ارض و پول تویی که بودی همش روز و شب با من..

نیا دیگه لفظ دوست داشتن واسم...میرم که فاصلمون بره سمت فلک..

میرم که خاطره مون بده دست به درک...میرم که اشک تو بچکه از چشات..

میرم که تقدیر بشه به گریه خنده هات....میخوام نری عشقت از این دل نره...

ولی کوش اون عشق؟؟؟؟آخه کوش اون عشق؟؟؟؟

که بود بینمون..کوش اون دنیا که توش نبود عینمون؟؟

تنهام نزاری وااای اگه تو بری از پیشم من دیوونه میشم واسه همیشه

بین ما نگو فاصلست خیلی.جایی میشه روو صورتم سیلی

وااای اگه نباشی من میمیرم...

نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: شنبه دهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀

نمی دانی تو ...

                              

 نمی دانی تو ... 

     دلم آیینه درد است نمی دانی تو      

کلبه ام ساکت و سرد است نمی دانی تو

بی تو سردترین خاطره ها می دانند

فصل هایم همه سرد است نمی دانی تو

دیر سالیست که در دست جنون چون مجنون

دل من بادیه گرد است نمی دانی تو

عاشقم کردی و رفتی و کنون با دل من

غم عشق تو چه کرده است نمی دانی تو


نویسنده: ღ♥ღمهتاღ♥ღ ׀ تاریخ: جمعه نهم شهریور 1386 ׀ موضوع: ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to mahta2008.Blogfa.com / Theme by:
iTheme